تبليغاتX
ارتباطات آزاد در دانشگاه آزاد

ارتباطات آزاد در دانشگاه آزاد

 

عاقلي ديوانه اي را داد پند                              كزچه برخودميپسندي اين گزند


ميزنند اوباش كويت سنگها                              ميدوانندت زپي فرسنگها


كودكان پيراهنت را ميدرند                             رهروان كفش وكلاهت ميبرند


ياوه مي گوئي چوميگوئي سخن                      كينه مي جوئي چومي بندي دهن


گر بخندي گر بگريي زار زار                        بر تومي خندند اهل روزگار


نان فرستاديم بهرت وقت شب                         نان نخوردي خاك خوردي اي عجب


آب داديمت فكندي جام آب                              آب جوي وبركه خوردي چون دَواب


خوابگه اندر سر ره ساختي                            بستر آوردند ،دور انداختي


برگرفتي زادمي ،چون ديو روي                     آدمي بودي و گشتي ديوخوي


دوش طفلان بر سرت گِل ريختند                     تا  تو سر برداشتي، بگريختند


نانوا خاكستر افشاندت بچشم                           آن جفا ديدي نكردي هيچ خشم


رندي ازآتش كف دست توخست                      سوختي،آتش نيفكندي زدست


چون توكس ناخورده مي مستي نكرد               خوي با بدبختي وپستي نكرد


مست را مستي اگر يك ره بُوَد                        مستي تو هرگه و بيگه بود


بس طبيبانند در بازار و كوي                          حالت خود،با يكي زيشان بگوي


************************************************************************


گفت من ديوانگي كردم هزار                          تا بديدم جلوه ي پروردگار


ديده زين ظلمت به نورانداختم                         شمع گشتم هيمه دورانداختم


تو مرا ديوانه خواني،اي فلان                         ليك من عاقلترم از عاقلان


گركه هرعاقل چومن ديوانه بود                      درجهان بس عاقل وفرزانه بود


عارفان،كين مدعا رايافتند                               گم شدندازخود،خدارايافتند


من همي بينم جلال اندرجلال                          توچه مي بيني بجزوهم وخيال


من همي بينم بهشت اندر بهشت                       توچه مي بيني بغيرازخاك وخشت


چون سرشتم ازگِل است ازنورنيست               گرگِلم ريزند بر سردورنيست


گنجها بردم كه نايد در حساب                         ذره ها ديدم كه گشته است آفتاب


عشق حق درمن شرارافراخت است               من چه ميدانم كه دستم سوخته است


چون مرا هجرش بخاكستر نشاند                    گوبيفشان هركه خاكستر فشاند


توهمي اخلاص راخواني جنون                     چون تواني چاره كرد اين دردچون


از طبيبم گرچه ميدادي نشان                          من نميبينم طبيبي درجهان


من چه دانم،كان طبيب اندركجاست                مي شناسم يك طبيب آن هم خداست

 

 

باور دارم این شعر رو...!

    در اين سراي بي کسی  ~ کسي به در نمي زند
      به دشت پرملال ما   ~   پرنده پر نمي زن
    يکي ز شب گرفتگان   ~   چراغ بَر نمي کند
کسي به کوچه سارِ شب   ~   درِسحر نمي زند     
     نشسته ام در انتظارِ   ~   اين غبار بي سوار
        دريغ کز شبي چنين   ~   سپيده سر نمي زند
       عزيز، عزيز، عزيزانم   ~   عزيز، عزيز، عزيزانم
    گذرگهي است پر ستم   ~   که اندر او به غير غم
         يکي صلاي آشنا،   ~   به رهگذر نمي زند
چه چشمِ پاسخ است از اين   ~   دريچه هاي بسته ات؟   
        برو که هيچ کس ندا   ~   به گوش کر نمي زند
      نه سايه دارم و نه بر،   ~   بيفکنندم و سزاست
         اگرنه بر درخت تر،   ~   کسي تبر نمي زند

                                       امير هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سايه)

 

این هم یه شعر توپ دیگه  . . .

 

 

 

معلم پای تخته داد می زد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

ولی آخر کلاسی ها،

لواشک بین خود تقسیم می کردند

وان یکی در گوشه ای دیگر"جوانان" را ورق می زد

برای اینکه بیخود های و هوی می کرد و با آن شور بی پایان،

تساویهای جبری را نشان می داد

با خطی خوانا بروی تخته ای کز ظلمتی تاریک

غمگین بود

تساوی را چنین نوشت: یک با یک برابر است.

از میان جمع شاگردان یکی برخاست،

همیشه یک نفر باید بپا خیزد...

به آرامی سخن سرداد:

تساوی اشتباهی فاحش و محض است.

نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره گشت و

معلم مات بر جا ماند

و او پرسید: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود

                                     آیا باز یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سؤالی سخت.

معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت:

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

                  قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه می داشت بالا بود

وان سیه چرده که می نالید پایین بود؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود،

این تساوی زیر و رو می شد

حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفتخواران از کجا آماده می گردید؟

یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟

یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟

معلم ناله آسا گفت:

بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:

                                                  یک با یک برابر نیست...

                                                                    " خسرو گلسرخی "

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386 19:26 توسط مویا |



عميق ترين درد زندگي مردن نيست .

بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني

عميق ترين درد زندگي مردن نيست

بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد

عميق ترين درد زندگي مردن نيست

بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است

عميق ترين درد زندگي مردن نيست

بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 8:47 توسط مویا |


سلااااااااااااااااااام....دوستان گل خودم من برگشتم!

حضور دوباره خودمان را به خودمان تبریک می گوییم(تا بترکه چشم حسود)  

با عرض شرمندگي از اينكه دير اپ كردم بچه ها دستم بند امتحانات  بود...!

امروز مطلبم راجع به دانشگاه آزاده...!

رفتن به دانشگاه آزاد فرصتهاي درخشاني رو در مسير زندگي  هر آدمی

 قرار می ده که ذکر چند تايي از اونها خالي از لطف نيست. اگر به دانشگاه آزاد بريد...!

 خوش تيپ بودن را تجربه ميکنيد

 

با فنون و رموز دوي صحرانوردي به صورت کاملا حرفه اي آشنا ميشويد:

 

 مهارت و قدرت شما براي جايگيري در فضاهاي اندک افزايش مي يابد:

 

لذت همصحبتي با ساير موجودات زنده و دستگيري از ايشان را تجربه

خواهيد کرد:

 

و در صورت مونث بودن ميتونيد مطمئن باشيد که مسئولين دانشگاه از 

  طرق مختلف از حقوق شما در برابر جانوران موذي موجود درفضاي دانشگاه

دفاع خواهند کرد :

     ـ جداسازي ورودي دانشگاه و فضاهاي عمومي

نمونه يک جانور کاملا موذي:

 

-نشاندن پسرها در رديف جلو براي ممانعت از رويت شدن خواهران دانشجو

 توسط ايشان

 

ـ تعيين افرادي صاحب صلاحييت براي گوشزد کردن نکاتي که ممکن است

 به تحريک برادران دانشجو منجر شود

خوب اگر هم خداي نکرئه در فضاي باز اين دانشگاه به بعضي دانشجو نماها

فشار بياد بالاخره يک جايي خودشونو خالي ميکنن ديگه...

 

حالا هر کی دوست داره بره دانشگاه آزاد ...!!!

 

 

فرهنگ لغت دانشگاهی

دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصح
يح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
استاد دانشگاه = گاو
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 15:38 توسط مویا |


ای نام تو بهرترین سر آغاز

سلام به همه دوستان گلم

من دو باره اومدم

این هم چند تا اس ام اس  

دسته گل امده بود به دیدنم با یک نگاه مهربون همون نگاهی که سالها ارزو شو داشتم و از من دریغ می کیرد گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاهش کردم .. وقتی رفت سنگ قبرم از اشکش خیس شده بود
 


زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق یک بار است ... فكر تو تكرار است ... جدایی دشوار است

 


 اداره کل مخابرات کشور به هموطنان لر برای هزارمین بار هشدار داد که با
کارت هوشمند سوخت نمیتوان به جایی زنگ زد

 


 مهريه جديد: 1386 ليتر بنزين سوپر 
 

فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بـــــنزيـــن - من ترانه 1000 ليتر بـــــنزيـــن دارم - رستگاري قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بـــــنزيـــن - ب مثل بـــــنزيـــن - علي بـــــنزيـــنی - بـــــنزيـــنی ها - بازي بـــــنزيـــن - مرد
بـــــنزيـــنی - پسر بـــــنزيـــن فروش - دو کارت با يک بـــــنزيـــن - بـــــنزيـــن فصل - مي خواهم بـــــنزيـــن بزنم! - ديشب بـــــنزيـــن زدم آيدا - سفر به پمپ بـــــنزيـــن - بازگشت بـــــنزيـــن - از ميدون تا پمپ بـــــنزيـــن - دزدان بـــــنزيـــن -  سالهاي سهميه بندي

 


زندگي قصه مرد يخ فروشي است که از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند تمام شد

 


وقتي که من عاشق شدم .... شيطان به نامم سجده کرد ..... ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده کرد ............ ... من بودم و چشمان تو .... نه آتشي و نه گلي ..... چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشقي

 




 از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت : سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت


 خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه که هرگز نميخواد تو رو ببينه



علت مصرف زياد کاربران اينترنت ... مخابرات ايران اعلام کرد از شنبه اينترنت سهميه بندي مي شود!!! به کاربران روزي 1 ساعت
اينترنت داده مي شود!!!
 


همه ی پسرا دوست دارند یه دختر گيرشون بياد که مثل اسب نجيب باشه مثل سگ وفادار باشه ومثل گوسفند سر به زير باشه اما بيشتر پسرا به آرزوشون می رسن و دختری گيرشون مياد که مثل اسب جفتک ميندازه مثل سگ پاچه می گيره ومثل گوسفند نمی فهمه
 



بیادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی :  1ـ اتوبوس ۲ ـ
مترو  ۳ ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد

 


کنسرت بزرگ هايده و مهستي 30 ژوئن در تالار بزرگ بهشت سيتي برگزار خواهد شد. از مردگان عزيز دعوت ميشود هرچه سريعتر به مراکز فروش مراجعه نمايند

 


قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر
تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره
 



Davidamo Davidam Be Gholakam Residam Zadam Oono Shekastam Ta Pool Biyad To Dastam Hichi Nabood Too Gholak Be Joz 1 Sooske Koochak , Begam Sooske Chy Kar Kard Ta Mano Did Farar Kard , Khooneye Oon Kharab Shod Delam Barash Kabab Shod , Davidamo Davidam , Raftam Baraye Sooske Gholake No Kharidam
 



دخنرا خيلي موجودات عجيبي هستن : اگه بهشون محل نذاري ميگن سردي اگه بذاري مرد نيستي ، اگه به حرفش گوش كني زن ذليلي اگه گوش نكني خود خواهي ، اگه بوسش نكني خائني اگه بوسش كني ميگن داري سوء استفاده ميكني ، اگه به يه
دختر ديگه نگاه كني چشم چروني ولي اگه اون به پسر نگاه كنه قصدي نداره ، اگه تو دير كني بد قولي ولي اگه اون دير كنه بهت ميگه زنها رو نمي شناسي اينجوري شيرين تر ميشن

 

اونقدر بزرگه که نمی‌دونم کجا مخفيش بکنم 

از زير شلورا حسابی تابلووه 

وقتی بهش احتياج دارم روم نمی‌شه درش بيارم 

عجب کوفتيه اين Nokia3310  


-------------------------------------------------------------------------

اول شلوارتو در ميارم  

بعد ميكشمت جلو

بعد بوست ميكنم

بعد پوشكتو عوض ميكنم

-------------------------------------------------------------------------
بخور

همشو بخور

اگه بقيه نمی‌خورن ، تو بخور

تو بخور ، تا ته بخور

تخماشو بخور

اصلا آبشو بخور

آخه هندونه واسه سرما‌خوردگی خوبه


-------------------------------------------------------------------------   دستانم را بر کمرت حلقه ميزنم.لبانم را بر لبانت ميگذارم و از عصاره وجودت ميمکم با تمامه وجود فرياد ميزنم،دوستت دارم شيشه نوشابه!!!!!!


-------------------------------------------------------------------------


سوال: اون چيه که زنها باز می‌کنن و مردها رو مجبور می‌کنن بريزن توش

جواب:  حساب بانکی

-------------------------------------------------------------------------
 هرگز يادم نميره لحظه های با تو بودن را هرگز يادم نميره لحظه ای كه لب روی لب هام ميگذاشتی و به من طراوت می بخشيدی هرگز لحظه هايی كه تو رو زير آب می بردم و باهات آب بازی می كردم يادم نميره هرگز از خاطرم نميری ليوانه شكسته‌ی من!!!!!!! آخه چرا شكستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


-------------------------------------------------------------------------


 اينقد تنگی كه وقتی ميكنم توت احساس ميكنم داری

پاره ميشی.

پاره نشی كه فقط تو يكی رو دارم جوراب جون

 

زن: لباس خوابمو درآر 

مرد:باشه 

زن:سوتينمو باز کن 

مرد: باشه 

زن: حالا شورتمو درآر..بدو 

مرد:باشه 

زن:ديگه نبينم لباساي منو بپوشيا!

 

مذکر هستيد يا مونث؟؟؟ 

براي دانستن جواب به پايين نگاه کنيد.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

. 

اين پايينو که نميگم IQ!

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

آخه چرا؟ 

؟ 

؟ 

؟ 

؟ 

؟ 

؟ 

؟ 

؟ 

بگو چرا؟ 

؟ 

؟ 

؟ 

؟
؟
 

؟ 

؟
؟

؟
 

؟ 

؟ 

آخه چرا تو که ميدوني سر کاري باز ميايي پايين؟؟؟؟؟؟؟؟

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

چاه مکن بهر کسي ، 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

خسته ميشي.... 

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

ديگ به ديگ 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

چيزي نمي گه.... 

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

شلوار مرد که دو تا شد ، 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

حال مي کنه.... 

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

گر صبر کني ، 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

زير پات علف سبز مي شه... 

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

.صلاح مملکت خويش ، 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

رئيس جمهور داند..... 

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

جوجه رو هروقت بشمري 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

جيک جيک مي کنه..... 

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

عيسي به کيش خود ، 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

موسي به بندر عباس.... 

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

کوه به کوه مي رسه ، 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

ميّت رو زمين نمي مونه.... 

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

آشپز که دوتا شد 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

هيچ کدوم غذا درست نمي کنن.... 

»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»« 

پاتو از گليمت درازتر نکن ، 

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

/

\

پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه

 

ترکه ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه کتاب چطور بود؟ ترکه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوي نداشت! کتابدار: اوشگول دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟

*****************************

یه ضرب المثل قزوینی می گه : رفیق اگه رفیق باشه آدم منت زنشو نمی کشه

*****************************

بچه اصفهاني توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟

************************************

مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان حالا خفه شو ميخوام بخوابم!!!

*******************

تو قزوین تو نماز خانه بین مرد ها و بچه ها پرده کشیدند

*******************

يه اصفهاني ميره مسابقه رالي تو راه مسافر مي زنه

***********************

 

يه قزوينيه ميره جبهه بعد ميبينن آمار تلفات فوق العاده زياد شده بعد آسيب شناسي ميكنن ميبينن خمپاره كه ميزنن كسي نمي خوابه

***************************

جرايد: كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود...
مشهد: آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد،
شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد،
سنندج: آن مرد سبيل دارد،
زاهدان: آن مرد را كشتند،
اردبيل: آن مرد بار بُرد،
قزوين: آن مرد با يک بچه آمد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد

*******************************

يک قزويني زن ميگيره با برادر زنش ميره ما ه عسل

*******************************

 دروازه ورودي قزوين نوشتن : خوش آمديد . دروازه خروجي نوشتن : خوشتون اومد؟؟

*******************************

يه يارو ميره قزوين.قزوينيه تو کوچه بن بست گيرش ميندازه يارو شروع ميکنه به التماس کردن .قزوينيه ميگه سه راه بيشتر نداري:?-پر در راري بري به آسمون ?-آب بشي بري تو زمين ?-روت به ديوار اميدت به خدا.

*******************************

 يه بار به يه قزويني ميگن بهترين خاطرت که داري بگو ميگه يه بار رفتم تو کوچه يه بچه بود بعد بهش ميگن بد ترين خاطره تو بگو ميگه يه بار بچه بودم رفتم تو کوچه .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 11:0 توسط مویا |


DESIGN BY : MINOS X

سلام من مو یا 21 ساله با شما همراه شدم برای رهایی از خود مان به قول مرحوم آغاسی عوذبالله من نفسی . . .


صفحه نخست
پست الکترونیک




نوشته های پیشین

هفته سوم مرداد 1387

هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
شهریور 1386


نویسندگان

مویا

شکسته دل عاشق


پیوندها

بهارك جونم
مریم جونم
مانایل گلم
مائده جونم
شقايق جونم
مينا جونم
زهره جونم (bala girl)
تارا جونم
عاطفه جونم (وب لاگ نقاشي )
آزيتا يكي يه دونه
ابجي هستي جون جوني
مريم جونم دوست خوب اذري من


    تعداد بازديدها:

دانلودستان مینوس:ویرایش قالب
برترین قالبها و دانلودها در مینوس
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS