|
خداوندا خدا وندا000! اگر روزي بشر گردي زحال بندگانت با خبر گردي پشيمان مي شدي از قصه خلقت از اينجا از آنجا بودنت ! خداوندا000 اگر با مردم آميزي شتابان در پي روزي ز پيشاني عرق ريزي شب آزرده ودل خسته تهي دست و زبان بسته به سوي خانه باز آيي زمين آسمان را کفر مي گويي000 نمي گويي؟ خدايا خالقا بس کن جنايت را تو ظلمت را000! تو خود سلطان تبعيضي يکي را بي دليل آقا نمي کردي
خدايا گنبد صياد يعني چه ؟ فروزان اختران ثابت سيار يعني چه ؟ اگر عدل است اين پس ظلم ناهنجار يعني چه؟
چرا بر ناله پر خواهشم پاسخ نمي گويد چرا او اين چنين کور و کر و لال است خدا پوچ است0 خدا جسمي است بي معني خدا يک لفظ شيرين است
و گنجشك از لبان شهوت آلوده ي زنبق بوسه مي گيرد
عجب بي پرده امشب من سخن گفتم خداوندا000
چرا غلاده ي تهمت مرا در گردن آويزد؟ خداوندا000
خداوندا بيا بنگر بهشت کاخ نامردان را0
کردولی من با دو چشم خويشتن ديدم پدر با نورسته خويش گرم ميگيرد برادر شبانگاهان مستانه از
آغوش خواهر کام ميگيرد نگاه شهوت انگيز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزد قدم ها در بستر فحشا
می لغزد
« کارو » + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 19:1 توسط مویا |
|
| ||||||